روزی روزگاری در دل کوههای مهآلود گیلان، جوانانی ایستادند میان درختان زیتون رودبار و رؤیایی در دل داشتند بزرگتر از شهرشان. رؤیایی که ریشهدارتر از خاک بود؛ ساختن رسانهای با فناوری نو، اما با روح فرهنگ ایران. همانجا بود که مارلیک آپ متولد شد.
سال ۱۳۹۶، در اتاقی کوچک و بیهیاهو، نه سرمایهای بود و نه دفترهای پرزرقوبرق. فقط چند ذهن بیقرار و یک رؤیا. نخستین جرقهها با ساخت یک وبسایت روشن شد، بعد اپلیکیشنی ساده. اما آنها میدانستند این آغاز راه است، نه پایانش. قرار نبود فقط صفحهای برای دیدهشدن بسازند؛ میخواستند تجربهای خلق کنند که حس شود، لمس شود و ماندگار بماند.
همین عطش ساختن، آنها را به دنیایی بزرگتر کشاند: هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و بازیسازی. فناوری برایشان تنها ابزار نبود؛ زبانی بود برای گفتن داستانها. داستانهایی که در آن تصویر و صدا و کد در هم میآمیزند و کاربر دیگر تماشاگر نیست، بلکه همسفر ماجرا میشود.
رودبار، شهری که روزی فقط نقطهای آرام روی نقشه بود، کمکم به درهای از نوآوری تبدیل شد. از عضویت در پارک علم و فناوری تا نگاههای جهانی، مارلیک آپ نشان داد که خلاقیت آدرس خاصی نمیخواهد؛ میتواند از دل همین کوهستانها برخیزد و آیندهای تازه بسازد.
هر تابستان، درهای آکادمی مارلیک آپ به روی نوجوانان و جوانان گشوده میشود. آنها یاد میگیرند چگونه رؤیاهایشان را به پروژههایی واقعی بدل کنند، بازی بسازند، با هوش مصنوعی کار کنند و لمس کنند که فناوری، اگر با تخیل پیوند بخورد، میتواند جهان تازهای خلق کند.
مارلیک آپ امروز، فراتر از یک شرکت فناوری است؛ جایی است که فرهنگ و اسطورههای ایرانی دوباره جان میگیرند، این بار با نور و کد. جایی که نشان میدهد برای جهانی شدن لازم نیست در پایتخت باشی؛ کافی است رؤیا داشته باشی.
مارلیک آپ، نَفَس کوهستان است؛ جایی که تخیل، به واقعیت تبدیل میشود.